سوشیانسسوشیانس، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

سوشیانس

NIRA_NINI

نیمه دوم ماه هفدهم

1393/4/7 11:02
نویسنده : نیرا
977 بازدید
اشتراک گذاری

  • مهمترین اتفاق این مدت، به دنیا اومدن نی نی خاله نسرین بود

​

این هم نیروانای ناز ما

  • هنوز زیاد به نیروانا حساس نیستی،  مثلا هر وقت بغلش می کنم هیچ عکس العملی از ناراحتی نشون نمی دی..... شاید فکر می کنی عروسکه:))))))
  • ​این دو هفته کلی کلمه تازه یاد گرفتی:

گدو = گردو        امو = ارمون     اتی= اتیش      سسس = سرد      ما = ماه

گگ = گرگ        تکید = ترکید         نی نی= نی نی            غذذذذذ= غذا    قققووو = قو

  • دو تا دندون جدید در اوردی و الان 12 تا دندون داری، 4 تا جلویی بالا، 4 تا جلوی پایین، 4 تا اسیاب از هر طرف:))))))
  • برعکس دفعات قبل که زمان دندون در اوردن اب از دهنت سرازیر بود این بار اصلا اب ریزش نداشتی و جاش اسهال شدی، که باعث شد وزن اضافه نکنی که هیچ کم هم بکنی:((((((((

​

  • ​اونقدر داری تند تند بزرگ می شی که من ازت عقب می مونم.... تا دارم واسه یک کلمه یا کار تازه ذوق می کنم که پشت سرش فوری یه چیز جدید می بینم و خیلی چیزا هم از ذهنم می ره، با این حساب باید وبلاگتو روز بروز بنویسم
  • از بزرگ شدنت هم خوشحالم هم یه جورایی از همین الان دلم واسه کوچیکیات تنگ می شه:(((((((((((

​

  • این روزا هر وقت می خوای تا بغلت کنم، بابایی غر می زنه که نه بزرگ شده، عادت می کنه، بغلی می شه، دیگه بابایی خبر نداره که من بغلی شدم و دلم می خواد همش توی بغلم باشی.......... چون این روزا داره به سرعت تموم می شه

  • وقتی نخوای ازت عکس بگیرم، این می شه نتیجش

​

​

  • ​یه بار بادکنکت ترکید و ما گفتیم ای وای ترکید، حالا تو هم یادگرفتی و هر وقت می پرسیم سوشیانس بادکنکت چی شد؟ می گی: تکید
  • بیشتر روزا بعد از ظهر می ریم باغ و تو کلی بازی می کنی یا سه چرخه سواری می کنی یا خاک بازی و یا با بقیه سرگرم می شی......

​

  • وقتی پارک می ریم دوست داری خودت راه بری

 

محو تماشای ابیاری چمنهای پارک

از سری عکسای بابایی

  • تازگی خیلی اب می خوری و خودت تا تشنت بشه نشون می دی، که اب می خوای و دیگه نمی تونم مثل گذشته به جای اب شیر غالبت کنم:))))
  • یه روز که شیر می خواستی و هی غرغر می کردی و منم حواسم نبود و تو هم هی می خواستی منو بکشونی توی اتاق که من چون کار داشتم نمی اومدم، تا این که خودت رفتی شیشه شیرتو اوردی و بهم دادی و گفتی زی زی.... فدات بشم که اینقدر بزرگ شدی:)))))
  • رابطت با ادمای دیگه تقریبا مثل قبله ... هنوز با بچه ها کاری نداری و دوست نداری اونا هم با تو کار داشته باشن، یه روز که رفته بودیم باغ، کیانا دختر یکی از همسایه ها که دو ماهی از تو بزرگتره اومد پیشت و هی بهت می خندید و تو هم انگار نه انگار، اما همین که به سه چرخت دست زد می خواستی بزنیش که نذاشتم و بعد هم می خواستی موهاشو بکشی که جلوتو گرفتم... کلا هیچ توجهی به بچه ها نداری، اما اگه وارد حریم خصوصیت بشن دیگه واویلا..............
  • با باربد هم زیاد رابطه خوبی نداری، اما حساسیتت هم نسبت بهش کمتره و با این که 2.5 سال از تو بزرگتره ولی هیچ وقت ازش کم نمی یاری
  • یه روز رفتیم رستوران سنتی هتل پارس که تو همیشه از پنجره اتاق استخر و فواره هاشو می بینی و خیلی دوست داری، روی یک تخت کنار استخر نشستیم و تو کلی ذوق زده شده بودی:))))) و اونقدر بلند بلند حرف می زدی و می خوندی که همش من نگران تختای کناری بودم که سرشون بره، الهی فدای اون شیرین زبونیات بشم، توی استخر دوتا قو بود که تو خیلی خوشت اومد و همونجا هم کلمه قو رو یاد گرفتی: ققققوو

​

  • بعد ازیه مدت حوصلت سر رفت، کفشاتو پوشوندم و دستاتو گرفتم تا کمی راه بریم، اما تو دستامو ول کردی و سرتو انداختی پایین و د برو..... عاشق چراغای رنگی شده بودی و دنبالشون نی رفتی و همون طور رفتی و کل حیاطو گشتی و تاریکی هوا هم اصلا برات مهم نبود و همچنین بودن من :((((((

​سوشیانس خسته

  • این روزا توی ماشین فقط داریم اهنگ دیوار موش داره موش هم گوش داره از شماعی زاده رو گوش می دیم، پشت سر هم بی وقفه..... چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ چون که بابایی که از اهنگای جدید خسته شده بوده از کنار پمپ بنزین توی جاده البوم شماعی زاده رو می خره و شما هم این اهنگو گوش می کنی و عاشقش می شی......... و حالا ما باید مدام این اهنگو برات بذاریم و تو هم باهاش می خونی و می رقصی:))))))))))))))) و منم هی به بابایی می گم کم کن ابرومون رفتتتتتتتتتتت و این قصه ادامه داره.......
  • موهات خیلی بلند شده بود و مجبور شدم برخلاف میلم یه خرده از سرش کوتاه کنم ، روز اول قیافت برام خیلی غریب بود ولی کم کم عادت کردم، فعلا عکس  بعد از کوتاهی ندارم، توی پست بعدی می ذارم

​خونه خاله نسرین

 

پسندها (11)

نظرات (11)

نیلوفر
7 تیر 93 14:02
سلام عشق خوشتیپم تو بی نظیری و من از دیدن عکسات سیر نمیشم که،وای خدا تو عکسایی که بلوز قرمز پوشیدی موهات خیلی قشنگه همیشه سلامت باشی نفس
نیرا
پاسخ
ممنون نیلوفر عزیز موهاش خوب شده بود ولی تحت تاثیر حرف بقیه کوتاه کردم و خیلی ناراحتم
farnoosh
7 تیر 93 15:46
مبارک باشه نیرا جونم خاله شدنت موی بلند خیلی به سوشیانس میاد ماشالا تو عکسا مشخصه دیگه بزرگ شده بچه ها تو هر سنی جذابیت خودشونو دارن
نیرا
پاسخ
مرسی فرنوش جون اره موی بلند بهش میومد ولی متاسفانه خرابش کردم
مامان فرشته
8 تیر 93 4:30
بازم یه پست جدید و یه پسری خوشگل و آقا. منتظر عکس های سوشیانس جون با موهای کوتاهیم. منم تحت تاثیر حرف بقیه موهای محمدرضا رو کوتاه کردم و الان کلی پشیمونم واسه اینکه اصلا موی کوتاه بهش نمیاد. مثلا مامانم میگفت بچه تو این گرما با این موها اذیت میشه و ...
نیرا
پاسخ
مرسی از لطفت ولی موی بلند بیشتر بهش میومد ، خدا رو شکر که رشد موهاش سریعه منم هم پشیمونم هم واقعا نمی شد نزد بعضی جاها فرش وا شده بود و مجبور بودم کوتاه کنم
شیما مامان شاهین کوچولو
9 تیر 93 1:34
مرسی نیرا جون... مثل همیشه عکسا عالی بود... عضو جدید خونواده رو نبریک میگم خاله شدنت مبارک یه عالمه ب.س واسه سوشیانسم
نیرا
پاسخ
ممنونم شیما جون
مامان سحر
9 تیر 93 10:01
خدا حفظت کنه عزیز دلم..وقتی خیلس کوچولو بودی اومدم وبلاگت...هزار ماشالا حالا آقا شدی..قربون چشای نازت عسلم...یه عالمه بووس واسه پسمل طلا
نیرا
پاسخ
مرسی سحر جون منم هر بار که وبلاگ اناهید عزیزو می بینم سر می زنم بهش، خیلی ملوسه مثل عروسکه، خدا نگهش داره
مامان سارا
9 تیر 93 12:18
تولد نیروانا جون و خاله شدنت مبارررررررک باشهکوتاهی موهاشم مبارررک. همه جوره بهش میادبووووووس
نیرا
پاسخ
ممنونم سارا جون
مامانی
9 تیر 93 12:30
هر روز زیباتر میشی قشنگم قربونه راه رفتنت
نیرا
پاسخ
لطف داری نازنین جون
مامان آنيسا
10 تیر 93 14:00
عشقمییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم هوارتاااااااا
نیرا
پاسخ
ممنونمممممممممممممم
lمامان زری
12 تیر 93 4:06
مبارک موهای پسریمون باشه اتفاقا بهش میاد نیرا جون،مخصوصا تو اون عکسی که لباس قرمز تنشه راستی خاله شدنت مبارک ،نیروانا گلی ،اسمشم خیلی قشنگه ،انشاالله خوش قدم باشه اون کتونی و کلاه سبزشم خیلی بهش میاد و خیلی قشنگن
نیرا
پاسخ
مرسی زری جون بهش میومددیگه نمی یادچون کوتاه کردم
مامان فرانک
12 تیر 93 12:34
حضور یه عضو جدید به خانواده مبارک خیلی خوردنی شدی سوشیانس عزیز از اینکه اجازه میدی کلاه سرت بمونه خیلی خوشحالم چون ارشیا من اصلا علاقه ای به کلاه نداره متاسفانه.......
نیرا
پاسخ
ممنونم این هم حالی به حالیه، یه روز می ذاره یه روز نه
مامان مريم
15 تیر 93 23:50
عزیزم موهاش چه بلند شده. خیلی به سوشیانس جون میاد.ماشالله که حسابی هم شیرین زبون شده .آرمینا هم که آب میبینه دیگه هیچی جلو دارش نیست و خیلی ذوق میکنه. منم گاهی به خودم میام و میبینم که دخترم چقدر بزرگ شده و از طرفی ناراحت میشم که این روزها دیگه تکرار نمیشه خدا همه بچه ها رو نگه داره
نیرا
پاسخ
مرسی مریم جون اره دیگه بزرگ می شن، فقط باید از لحظه لحظشون لذت ببریم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سوشیانس می باشد